الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

312

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

14 - امام صادق عليه السّلام فرمود : پدرم ميفرمود : چه چيز بهتر از تقيه چشم مرا روشن مىكند ؟ تقيه سپر مؤمن است . 15 - امام صادق عليه السّلام فرمود : چه مانع بود ميثم - رحمه اللَّه - را از تقيه ، به خدا او ميدانست كه اين آيه در باره عمار و اصحابش نازل گشته : « جز كسى كه مجبور شود و دلش بايمان محكم باشد » . شرح - عبيد اللَّه بن زياد - لعنه اللَّه - ميثم را دعوت كرد كه از على عليه السّلام بيزارى جويد ، ميثم رحمه اللَّه تقيه نكرد و بيزارى نجست ، ابن زياد او را بكشت و بدار آويخت . مجلسى ( ره ) براى اين روايت پنج احتمال ذكر نموده كه يكى از آنها اينست كه : چون خود امير المؤمنين عليه السّلام ميثم را مخير فرموده بود كه در برابر ابن زياد تقيه كند يا جانبازى و شهادت را اختيار نمايد ، امام صادق عليه السّلام ميفرمايد : ميثم مانعى از تقيه نداشت ، ولى خودش وظيفه مشكل‌تر را اختيار كرد و جانبازى نمود . ( ولى از ذكر مرحوم كلينى اين روايت را در سياق روايات جواز تقيه پيداست كه آن مرحوم اين معنى را استفاده نكرده است مگر با تكلف بعيدى ) . 16 - امام باقر عليه السّلام فرمود : تقيه تنها براى جلوگيرى از خونريزى وضع شده ، پس هر گاه بخونريزى رسد تقيه نباشد . شرح - اگر ظالمى بشخصى دستور كشتن مؤمنى را دهد ، در اين مورد تقيه روا نيست و نبايد او را بكشد ، اگر چه بداند ، ظالم او را خواهد كشت ، مرحوم مجلسى گويد : ممكن است معنى خبر اين باشد كه : دستور تقيه براى حفظ جانست ، پس كسى كه بداند او را در هر صورت خواهند كشت ، نبايد تقيه كند . 17 - امام صادق عليه السّلام فرمود : هر چه اين امر ( ظهور امام قائم عليه السّلام ) نزديكتر شود تقيه شديدتر